سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

48

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

روز چهارشنبه 12 به شاه خبر دادند كه در مجلس جمعيت هست . ظفر السلطنه وزير جنگ و سردار فيروز را فرستادند كه صدق و كذب را معلوم نمايند . آمدند و ديدند كه كسى نيست و رفتند . انجمنهاى طهران كه برمىگشتند مىگفتند « زنده باد مشروطه ، مرده باد استبداد » . عصر روز چهارشنبه صنيع حضرت و حاجى معصوم و جماعتى برخاستند و گفتند مىرويم و مجلس را برهم مىزنيم و آمدند در ميدان توپخانه . جلوى پستخانه قزاق جلوگيرى نموده و صداى شليك بلند شد . قزاق مردم را پس نشاند و در توپخانه نمود . مجددا چادر را بلند نمودند . خبر به مجلس رسيد . فورا سنگر را گرفتند و باز جمعيت مثل مور و ملخ در مجلس ريختند . توپخانه خلاف معاهدهء اعليحضرت را نمودند . روس‌ها در فكر هستند كه برهم بزنند و شاه را تحريك مىنمايند كه كار خودشان آسان [ شود ] و زودتر به مقصد شتابند . روز سيزدهم هنگامه بود كه مىگفتند باز توپ خواهند بست و به هم خواهند ريخت . [ 56 ] روز جمعه 14 ميدان توپخانه را خالى كردند و چادرها را خوابانيدند و قرار شد كه دولت مقاصد مجلس را انجام دهد و دستخطى مرحمت نمودند كه مقاصد شما را انجام خواهم داد . و شب هفدهم قرآنى از طرف اعلىحضرت ممهورشده به مجلس آوردند كه مخالفت با مشروطه نكنم . و هركس مخالفت مشروطيت را بنمايد مجازات خواهم داد . تلگرافات وحشت‌انگيزى از تبريز و اصفهان و كرمان و فارس و غيره رسيد كه ما شاه را نمىخواهيم و با جان و مال با مشروطه حاضريم . تلگراف كرده بودند شاهى كه مخالفت با قرآن نمايد ديگر بر ماها اعتمادى نيست . شب شانزدهم و روز شانزدهم اهالى چاله‌ميدان رفتند و در خانهء نايب آقاى